تبليغاتX
تجربه گذشته ، جدال با حال، به سوی آینده
87/11/18


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:3  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/11/17
گاز رسانی به استان

در دهه ی فجر امسال شرکت گاز استان بوشهر با سعی و تلاش پرسنل خود موفق به روشن کردن مشعل در برخی از شهرهای استان کرد که عبارتند از عسلویه ، نخل تقی ، کاکی ، آبدان ، چغادک ، بوشهر

پروژه های در حال اجرا در بخش شبکه گذاری  عبارتند از  بوشهر ، سعد آباد ، آبپخش ، شبانکاره ، روستای ده قائد ...

در بخش علمک شهر های آبدان ، کنگان ، دیر ، عسلویه ، کاکی و... در حا اجرا می باشد.

و پروژه هایی که طی هفته های آینده شروع به کار خواهند کرد میتوان به شبکه گذاری در شهر های عالی شهر ، فاز دوم خورموج ، فاز دوم کاکی ، بندر ریگ ، بندر گناوه و ... نام برد .

بعد از اطلاعات مختصر از فعالیتهای شرکت گاز در این پست عکسها و اطلاعاتی از ایستگاهای تقلیل فشار و خطوط لوله را می توانید ملاحظه بفرمایید.

ایستگاه CGS-TBS شهر کاکی

این ایستگاه تقلیل فشار از اولین ایستگاهای نصب شده در کشور است که فشار گاز را در یک مرحله از فشار 1000psi به 60psi تبدیل می کند. از ویژگی های این دستگاه نداشتن هیتر و ابعاد کوچک آن می باشد .البته

این ایستگاه دارای دو مخزن ضدیخ است که از یخ زدن گاز در پیک مصرف جلوگیری می کند.

ظرفیت ایستگاه  (m3/h)ء2500 ، ورودی ایستگاه لوله 4اینچ با فشار 1000psi و خروجی     لوله 8اینچ با فشار  60psi                                    



خط لوله 56اینچ ،خط ششم سراسری انتقال گاز و HotTop ایجاد شده در آن



جوشکاری لوله های انتقال در ورودی ایستگاه چغادک و خروجی ایستگاه کاکی





ایستگاه TBS چغادک فشار ورودی 250psi و خروجی 60psi





لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:16  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/10/30

عزاداری شب تاسوعا مسجد دانشگاه




شروع مراسم : سنج و دمام







شروع سینه زنی : مداح احسان موافق





نوحه سرایی آقای رحیم وحدتیان







ایا مولا





در مراسم امسال همچون سالهای قبل خبری از اساتید و مسئولین دانشگاه نبود جزء دکتر طبخی و چند تن از مسئولین دانشگاه اهم از حراست و نقلیه و مرکزی  .

البته نبود اساتید از بی خبری آنها نبود، به غیر از اطلاع رسانی در دانشگاه برای اکثر آنها دعوت نامه داده بودن دوستان که البته من با این کار مخالف بودم ،اگه قرار باشه کسی بیاد عزاداری امام حسین خودش میاد احتیاجی به دعوت نامه نداره.

تشکر فراوان میکنم از برادران جوکار ، عالی زاده ، موافق ، درخشنده و برادران هیئت محبین اهل بیت و بقیه دوستان که به برگزاری این مراسم کمک کردند.


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:53  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/06/19

اطلاعاتی درباره اساتید مهندسی شیمی (صنایع گاز) دانشگاه خلیج فارس

 

 

سلام

نتایج کارشانسی رو زدن به همه دوستانی که قبول شدن تبریک میگم علی الخصوص دوستانی که مهندسی شیمی گاز دانشگاه خلیج فارس قبول شدن .

توی این مطلب میخواهم اساتید رشته رو برای ورودی های جدید معرفی کنم تا یه پیش زمینه، قبل از اینکه بیان این دانشگاه داشته باشن.

کلا دیپارتمان مهندسی شیمی خلیج فارس 8 استاد داره که 5تای اونها دکترن و 3 مهندس داره که مهندس هاشمی فرد برای اخذ مدرک دکتراشون عازم مالزی شدن و در حال حاضر 7 استاد داره.

 

دکتر مسعود مفرحی:

 

آقای دکتر ، مدرک دکتراشون در زمینه سنتیک  از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کردند و یکی از اساتید فعال ما در زمینه ارائه مقاله(paper) هستند.و یکی از پایهای ثابت در همایشهای بین و المللی چه به عنوان ارائه کننده مقاله و چه به عنوان داور هستند.

و درسهای سیالات 1،شیمی فزیک،عملیات 1 تدریس می کنند.

(متاسفانه عکسی از دکتر نداشتم براتون بزارم)

دکتر شهریار عصفوری:

آقای دکتر ، مدرک دکتراشون در زمینه ترمو دینامیک از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کردند و همچنین در حال حاضر یکی از معاونین منطقه پارس جنوبی هستند و همچنین مدیر گروه رشته میباشند.

درسهای ترمودینامیک 1 ، انتقال جرم ، کنترل فرایند 1را برای کارشناسی و انتقال جرم پیشرفته و ترمو دینامیک پیشرفته را برای کارشناسی ارشد تدریس میکنند.

 

دکتر رضا آذین:

 

اولین نفر از سمت راست (ببخشید نتونستم عکسه بهتری گیر بیارم)


آقای دکتر ، مدرک دکتراشون در زمینه مخازن نفت از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کردند و یکی از اساتید دارای روابط عمومی قوی هستند.و دستی نیز در تالیف کتاب و ترجمه کتاب و ارائه مقاله دارند.

درسهای کاربرد ریاضیات ، طرح و اقتصاد در مهندسی شیمی ، تصفیه آبهای صنعتی را تدریس می کنند.

 

دکترفیروز طبخی:


دومین نفر از سمت راست (ببخشید نتونستم عکسه بهتری گیر بیارم)


آقای دکتر ، مدرک دکتراشون رو از فرانسه گرفتن و اسم دانشگاه و گرایش رشتشون رو فراموش کردم.

آقای دکتر از انسانهای با مرام و بسیار افتادست.

درسهای انتقال توزیع گاز، ریاضی مهندسی ، سیالات 2 را تدریس می کنند.

 

 

دکتر امیرعباس ایزدپناه :

 

آقای دکتر ، مدرک دکتراشون در زمینه ترمو دینامیک از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کردند و بسیار بسیار انسان آرام و دوست داشتنی هستند.

درسهای موازنه جرم و انرژی ، ترمودینامیک 2 ، عملیات واحد 2 را تدریس می کنند.

(متاسفانه عکسی از دکتر نداشتم براتون بزارم)

مهندس حسین رهیده:

اقای مهندس، مدرک ارشدشون رو از دانشگاه شیراز گرفتند و یکی از انسانهای نیک کل دانشگاه از نظر همه دانشجوها محسوب میشن ، تا جایی که بتونه کار دانشجو رو راه می اندازه انشا... خدا بهش توفیق بده و در حال حاضر معاون آموزشی دانشکده مهندسی میباشد.

 

درسهای انقال حرارت ، حرارت کاربردی ، راکتور را تدریس می کنند

 

مهندس احمد لک:

 اقای مهندس، مدرک ارشدشون در زمینه طراحی فرآیند از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کردند و جوانترین استاد رشته محسوب میشوند اما هم از لحاظ تدریس و هم تعامل با دانشجو بسیار عالی هستند.

 

درسهای فرایند گاز 1 و2 ، آشنای با مهندسی شیمی ، زبان تخصصی ، hysis ، را تدریس می کنند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:51  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/06/15

خصوصیات دانشجویان در کشورهای مختلف




ژاپن: به شدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد!

مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه واکشني(ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!

عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودر صورت زنده ماندن درس مي خواند!

چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!

اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد!

گينه بي صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!

اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد!

انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!

ايران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:0  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/06/13

کجایند انسانهای بی ادعا

 


داشتم یکی از سایت خبری رو مطالعه میکردم ،یکی از خبرها راجع به چهارمین سالگرد شهادت یکی از سرداران بی ادعای جنگ تحمیلی بود من تا دیروز هنوز نمی شناختمش اما خبر رو که خوندم کنجکاو شدم که بیشتر درباره این عزیز بدونم ، مضمون خبر این بود که امسال نیز سالگرد حاج داوود ساکت و بی ریا مثل سالهای گذشته برگزار شد. این بود که حس کنجکاویم گل کرد که بیشتر با شخصیت این عزیز آشنا بشم .اسم ایشون رو جستجو کردم و مطالبی رو دربارشون خوندم که تکونم داد و تحت تاثیر تفکرات و مرامه این بزرگوار قرار گرفتم و کم لطفی دونستم اگه شما نشناسید این سردار بزرگ رو به همین خاطر زندگی نامه شهید رو براتون گذاشتم تا شما هم آشنا شید با فردی به این بزرگی اما بی ادعا ...

هیچ وقت یادمون نره که کشور، انقلاب و ولایت رو از این بی ادعاها داریم  به یاد همه ی اونها....


حاج داوود کريمی متولد ۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۲۶ در محله سلسبيل تهران است، در ۸ سالگى پدرش را بر اثر حادثه اى از دست داد. چنين بود كه مسئوليت خانه به دوش داود كوچك افتاد. با وجود نمرات ممتاز در مدرسه، ناچار ترك تحصيل كرد و مشغول كار شد. ۸ سال ديگر، حاج داوود از طريق شهيد عراقى با امام خمينى آشنا شد. در سال هاى نخستين دهه ۵۰ با گروهى از دوستانش، گروه «فجر اسلام» را به راه انداخت. يك گروه چريكى و سياسى نيمه مخفى كه با علمايى همچون مرحوم «محمد بهشتى» و «محمدرضا مهدوى كنى» از روحانيت مبارز تهران ارتباط داشت. حجاريان كه خود از هم محله اى هاى حاج داوود در نازى آباد تهران بود، آن روزها را به خوبى به ياد دارد. حجاريان مى گويد كه آن زمان ما از تيپ هاى دانشجويى بوديم و او از تيپ هاى كارگرى. او با توده هاى مردم ارتباط داشت و به مشكلات مالى شان توجه مى كرد و اين از مسائلى بود كه ما دانشجوها كمتر به آن توجه داشتيم. حجاريان خاطره اى را به ياد مى آورد كه باعث شد او از فعاليت هاى سياسى حاج داوود مطلع شود. مردى كه تا آن زمان فكر مى كرد يك تراشكار و قالب ساز ساده در خيابان رى است يك بار يكى از بچه هاى سازمان مجاهدين خلق در دانشكده فنى به من گفت كه «فلانى! اگر جايى براى كارگرى سراغ دارى، معرفى كن. مى خواهم بروم كارگرى.» (آن موقع رسم بود كه افراد گروه هاى چريكى در فاز علنى براى آشنايى با توده ها به كارگرى مى رفتند.) حجاريان به آن مجاهد پاسخ مى دهد كه يك جاى خوب سراغ دارد و او را به حاج داوود معرفى مى كند تا در كارگاهش او را به كار گيرد. بعد از حدود يك ماه، آن دانشجو حجاريان را مى بيند و از او مى شنود: «فلانى؟ اينجا كجا بود كه مرا فرستادى؟ اينها خودشان سياسى هستند. به رسم گروه هاى چريكى، مرا به كوه مى برند و روى من كار سياسى مى كنند و خط مى دهند. كم كم دارند جذبم مى كنند.» اين وضعيت بود كه سازمان مجاهدين خلق را واداشت تا آن عضو را از رفتن به كارگاه حاج داوود باز دارد.
گويا ارتباط گروه «فجر اسلام» با سازمان هم، به تدريج در همان زمان رو به سردى مى رفته است. حجاريان مى گويد كه از سال ۵۲ ارتباط اين دو گروه مخفى با هم قطع شد. چرا كه به گفته وى، اعضاى گروه «فجر اسلام» اعتقاد داشتند كه سازمان به «بيراهه مى رود». حاج داوود تراشكارى و فعاليت سياسى اش در تهران را تا سال ۵۵ ادامه مى دهد تا در اين مقطع، باز هم به رسم آن زمان گروه هاى چريكى كه اعضاى خود را به لبنان و فلسطين و الجزاير مى فرستادند، به لبنان مى رود. «ميثم كريمى» پسر ارشد حاج داوود مى گويد كه او در آنجا با شهيد «مصطفى چمران»، شهيد «محمد منتظرى»، «سيد محمد غرضى» و «يحيى رحيم صفوى» هم رزم بوده است. حاج داوود در آنجا مربى نيرو هاى چريكى لبنان مى شود تا تجربه فعاليت هاى نظامى اش بيشتر و جدى تر شود. دوران فعاليت چريكى حاج داوود تا اواخر سال ۵۶ در لبنان ادامه يافت. اما فرا رسيدن امواج انقلاب، حاج داوود را همچون بسيارى ديگر از چريك ها، دانشجويان و مهاجران به كشور بازگرداند. چنين بود كه بچه نازى آباد بار ديگر به نزد هم محل هايش بازگشت تا به همراه جوانان جنوب شهر، چهار هيات مذهبى را براى مبارزه با شاه تاسيس كنند و در پيروزى انقلاب نقش آفرين شوند. اما اين تازه آغاز كار جوانان و مبارزان جنوب شهر بودند. انقلاب كه به دست توده ها افتاد، اين جوانان راديكال مذهبى بودند كه پيشتاز و موسس و پيشگام شدند. چنين بود كه حاج داوود در اولين فعاليت دوران انقلابى خود، در همان روزهاى نخست پس از پيروزى مسئول كميته انقلاب در نازى آباد شد. برادران حجاريان نيز در اين كار با او همراه بودند. حجاريان به ياد مى آورد كه در آن روزها حاج داوود هر كسى را كه مى توانست كارى كند، در كميته به كار مى گرفت. به طورى كه حجاريان مى گويد: مادر مرا برده بود و مسئول بازجويى از زنانى كرده بود كه قاچاق مواد مخدر مى كردند. حجاريان مى گويد كه اين وضع تا زمان راه اندازى سپاه پاسداران ادامه داشت كه حاج داوود از اعضاى اصلى تشكيل دهنده آن و عضو هيات مركزى سپاه تهران بود. اما حاج داوود مرد تاسيس بود. به همين خاطر هم در همان سال ۵۹ و در اوج درگيرى هاى كردستان راهى اين استان شد تا سپاه منطقه كردستان را به راه بيندازد. جنگ كه شروع شد، به منطقه جنوب و سپس غرب رفت. او در همين مدت كه تا سال ۶۱ ادامه يافت، برپايه آموخته هاى خويش در لبنان مسئول آموزش نظامى سپاه شد. سپس مدتى كوتاه تر از يك سال فرمانده سپاه تهران بود. مدتى هم در بنياد شهيد كه رياست آن را شيخ «مهدى كروبى» به عهده داشت، مشغول شد تا سال پايانى جنگ كه روز هاى اوج آن بود، فرارسيد. حاج داوود در اين دوره در دو عمليات مهم فاو و مرصاد (پس از پذيرش قطعنامه) حضور يافت. او در آنجا مسئوليت گردان هاى رزمى- مهندسى جهاد را داشت. در فاو بود كه مصدوم شيميايى شد و از مرصاد، تركشى در قلبش به يادگار ماند. در فاصله سال هاى ۶۵ تا ،۶۷ حاج داوود در شرق كشور به سر مى برد. او در اين دوره با سمت فرماندهى قرارگاه مركزى محمد رسول الله و قرارگاه هاى تاكتيكى تابعه شرق كشور در قالب طرح «والعاديات» مسئول مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر بود. پس از جنگ حاج داوود در حالى كه مى توانست به عنوان سردارى نظامى چهره كند، به كارگاه تراشكارى اش بازگشت كه به گفته حجاريان، اين بار « محقــر تر» بود و در جاده باقر آباد قرار داشت. از سال ۶۸ تا زمان مرگ، حاج داوود تنها يك كارگر ساده قالب ساز بود. حجاريان مى گويد: «نه درجه خواست، نه دنبال بنياد جانبازان رفت و نه مزاياى خاص سپاهيان و نظاميان را طلب كرد. در آن كارگاه كوچك به دستاورد خودش قناعت مى كرد» اما اين كارگر ساده در همين سال هاى انزوا، با مشكلاتى هم مواجه شد. حجاريان آن ماجرا را چنين خلاصه مى كند: «حاج داوود مورد جفا واقع شد و ملامت هايى كشيد اما دم نزد و هيچ توقعى نداشت.» آنچه حجاريان مى گويد به دوره اى از زندان باز مى گردد كه از ۳۰ دى ۷۲ آغاز شد و تا ارديبهشت ماه سال بعد ادامه يافت. با اين حال، نه او و نه خانواده اش علاقه اى به، به ياد آوردن آن روز ها ندارند. حاج داوود با بزرگوارى خاص خود كه حجاريان آن را با واژه هاى «استغنا از خلق و صبر در مصائب» توصيف مى كند، از اين ماجرا هم گذشت. از حاج داود كريمى كه در ۶ شهريور ماه ۴۹ ازدواج كرد يك دختر به نام «مريم» و سه پسر با نام هاى «ميثم»، «محمد صادق» و «محمود» به يادگار مانده است.
پسرش به نقل از او مى گويد: «مى گفت حتى به بازجويت هم عشق بورز» و هم دوستدار خداوند. چنانكه سعيد حجاريان به ياد مى آورد روزى را كه او به همراه مرحوم «اسماعيل دولابى» عارفى كه يك سالى قبل درگذشت، در استخر گفت وگوى عرفانى به راه انداخته بود و از اسرار طريقت مى گفت و مى شنيد. حاج «داود كريمى» فرمانده سابق و از بنيانگذاران سپاه پاسداران چنين مردى بود كه ديروز در ۵۷ سالگى در لباس كارگرى ساده و شديداً بيمار در بيمارستان ساسان درگذشت. حجاريان مى گويد: «فراقش جانكاه است اما دردى كه او كشيد، جانكاه تر بود.»حجاريان كه خود سه سالى است از آ ثار يك گلوله نشسته بر شقيقه اش رنج مى برد، وقتى از درد هاى حاج داوود حرف مى زند، صدايش مى لرزد و پياپى مى گويد: «خيلى سختى كشيد.»پسرش «ميثم» مى گويد كه از ۱۵ تير پارسال بيماريش شدت گرفت. اين شدت ناشى از عوارض شيميايى جنگ بود كه از ۵ سال قبل خود را بروز داده بود. او بسترى شد اما پزشكان كارى از دستشان برنمى آمد تا آنكه او را سه چهار ماه پيش به آلمان فرستادند. حجاريان كه هر روز جوياى احوالش بود، مى گويد: «پزشكان آلمانى تشخيص داده بودند كه بيمارى او ناشى از مسموميت شيميايى حاصل از گاز هايى است كه در جنگ به كار رفته بود آنها نوع گاز هاى شيميايى را هم مشخص كرده بودند» و ادامه مى دهد: «بدنش پر از غده شده بود. يك بيمارى عجيب و غريب بود. شبيه سرطان اما سرطان نبود.» و اين طور بود كه به گفته حجاريان، حاجى به بستر افتاد و كم كم تحليل رفت. گرچه حجاريان مى گويد كه او همچنان مثل هميشه خو ش برخورد بود ولى بيمارى با او چنين برخوردى نداشت. درد همچنان زيادتر مى شد و پزشكان مجبور بودند از داروها و مسكن بيشترى استفاده كنند. حجاريان به ياد مى آورد كه پزشكان تجويز كرده بودند براى كاهش درد از ترياك استفاده كند اما بيمار اين خواست را نپذيرفته و گفته بود: «من چطورى ترياك مصرف كنم در حالى كه خودم رئيس ستاد مبارزه با مواد مخدر بودم.» پرستاران هم نمى توانستند او را يارى كنند. حجاريان مى گويد: «پرستارانى كه موقع ترور من ۲۴ ساعت بالاى سرم بودند، با همه علاقه اى كه به من داشتند نمى توانستند يك شب نزد حاجى بمانند. هر لحظه اين ور و آن ور مى شد و از درد خواب نداشت.» به همين خاطر، تنها راهى كه مانده بود، راهى زجرآور بود. نخاعش را سوراخ كردند و در مهره اول «پمپ مرفين» كار گذاشتند. پرستار دكمه پمپ را مى زد و مرفين به همه جاى بدنش مى رفت. حجاريان دوباره مى گويد: «واقعاً سختى كشيد.»اما اين سختى ها تنها يك سال آخر زندگى حاجى را تشكيل مى داد. او پيش از اين، روزهاى ديگرى را از سر گذراند كه از گرماى مبارزه ميدان جنگ تا سرماى سلول زندان را شامل مى شد. روزهايى كه اگر كسى آنها را مى دانست و چهره داود كريمى را مى شناخت، به آن سادگى از كنار مغازه كوچك تراشكارى او در باقرآباد نمى گذشت.
منزل حاج داوود كريمى در « ميدان بهمن، بزرگراه شهيد تند گويان، بعد از پل شهيد لطيفى، جنب پارك بعثت، ضلع جنوبى پارك، كوچه هفتم، پلاك ۹۱» واقع است. آرى، فرمانده بزرگ جنگ همچنان بچه جنوب شهر ماند.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:57  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/06/09
A.Khosravi-nano tech.-Amir Kabir
R.Shahriari (216)-pishrafte-Amir Kabir
M.Zirahi-polymer-Sharif
R.Zangene-separation-Zahedan
M.Abbasi-BUSHEHR
S.Karimi-Elm-o-San`at
R.Golafshan-San`ati Esfehan- nobate dovom
V.madadi-Esfehan
A.Fattah-Esfehan
M.Rasti-Esfehan
P.Zangene-Shiraz
E.Bahramifar-separation-Zahedan
d.Jafari-separartion-Mashhad-nobate dovom
P.Ruhi-Sahand Tabriz
این لیست قبولیهاست ارشد
ا


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:27  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/06/05


ساعت 5:30 شد اما هنوز از آپلود نتایج روی سایت خبری نیست

تا بود و نبود سنجش همیشه یه 24 ساعت قبل از اون چیزی که اعلام میکرد خروجیش رو باز میکرد
حالا یا از شانس ماست یا سنجشیها خیلی خوش قول شدن
.
.
.
.
انتظار
.
.
.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:30  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/06/05
امشب از اون شبهاست

تا حالا با خودم فکر نکرده بودم که چه مواقعی پیش میاد که آدم شب رو تا صبح بیدار می مونه و اصلا چه دلیلی داره شب بیدار باشیم به قولی گفتنی مگه روزو ازمون گرفتن.
آره خوب یه زمانی امتحان داریم یه زمانی نگرانیم یه زمانی عاشق شدیم یه زمانی... شب رو تا صبح به یه نحوی مگذرونیم
اما امشب یه چیزی تو مایهای 30تا 40 هزاز تا آدم به این دلیلها بیدار نیستن . اونا منتظر نتیجه امتحانشونن ، امتحانی که براش قید خیلی چیزا و خیلی کسها رو زدن و امشب  میخوان بیبنن آیا ارزشش رو داشته
البته ما که در هر صورتی شاکرشیم .
امیدوارم اوناهی که امشبو برا نتایج ارشد بیدارن شاد بخوابند .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:31  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~
87/06/04

بنام هستی بخش پاک

با رشد علم و توسعه ی تمام جوامع در زمینه های اقتصادی و اجتماعی .... ، رقابت بین شرکت ها ، نهاد ها بیشتر شده و هرکس برای سود بیشتر به انجام فعالیت هایی می پردازند. یکی از مهمترین این کاره در عصر حاضر " تبلیغات " است و گاهی نیز از تبلیغات برای رشد فرهنگی استفاده می شود.

اما همیشه باید مواظب آنچه که در حال انجام ان هستیم باشیم ، شاید در کوتاه مدت به هدف آنچه که در حال انجام آن بوده ایم برسیم اما شاید در دراز مدت موجب مشکلات خاص در جامعه شود و باعث القای رویکردی غلط در جامعه گردد.

امروز مشغول تماشای بازی فوتبال بودم که در بین این بازی پیام های بازرگانی از تلویزیون پخش شد،دو پیام بازرگانی از میان پیام ها نظر من را به خود جلب کرد و کمی باعث تاسفم شد.

یکی از پیام ها که توسط شرکت آب ساخته شده بود بحث فرهنگ سازی برای مصرف بهینه از آب را مطرح می کند.در نگاه اول ، در هدف و دورنمایی فکری این شرکت که همانا مصرف کردن صحیح آب می باشد هیچ شکی نیست و جای تقدیر وتشکر دارد اما با دقت به تصاویر پخش شده در این انیمیشن متوجه نگاه غلط در مورد جایگاه زن می شویم.

این انیمیشن یک زن و یک مرد را به تصویر می کشد که گویا زن خانه دار است و همسر آن مردی است که از لحاظ ظاهری چاق می باشد و در این انیمیشن فقط حرص می خورد و به زن امرونهی می کند. و در چند پلان این تیزر تبلیغاتی زن را در حال شستن ظروف ، تمیز کردن خانه ، لباس شستن ، آب دادن به باغچه می بینیم.

حال این سوال مطرح است، ما که خود را مدعی فرهنگی برتر و مدعی شناخت جایگاه واقعی زن در جامعه می دانیم و حتی به بعضی از کشورهای غربی خرده می گیریم که شما نگاهی کالاگونه به زن دارید پس چرا باید در تصاویری که از تلویزیون ملی کشورمان پخش می شود این نوع نگاه به زن هنوز حاکم باشد. نگاهی که در ان هنوز زن به شکل یک خدمه در کانون خانواده مطرح است و سایه ی مرد سالاری بر روی خانواده هنوز سنگینی می کند.

همه می دانیم خانواده پایه واساس شکل گیری جامعه است و در واقع یکی از مهمترین نهاد های جامعه خانواده است ، پس چرا باید در تلویزیون ما این جایگاه زن نمایش داده شود و این جایگاه زن در جامعه ی ما به چه شکل است.

اگر قبول داریم که خانواده یکی از مهمترین نهاد های جامعه است و جایگاه زن در آن به این شکل است ، پس نباید انتظلر داشت که هنوز جایگاه زن در جامعه که خانواده بخشی از آن می باشد شناخته شده است.

در تبلیغی دیگر که فکر می کنم تبلیغ روغن لادن بود به همین منوال ، سه مرد در حال استراحت و سه زن در حال پخت غذا ، بعد از صرف نهار یا شام سه مرد درحال بازی و سه زن در حال شستن

 ظروف !!! .

پس بنابراین دو حالت وجود دارد:

1- هنوز به شناخت واقعی از جایگاه زن در جامعه پی نبرده ایم .

2- به جایگاه واقعی زن پی برده ایم اما عدم نظارت بر تبلیغات باعث این تناقض شده است.

با نگاهی ژرف به موضوع شاید به این نتیجه برسیم که حالت اول محتمل تر است.

نظر شما چیست؟!!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:15  توسط ح.ص  | 

~ ~ ~





Powered by WebGozar